چقدر سخته
چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و
هزار بار تو خودت بشکنی٬
و اون وقت آروم زیر لب بگی:
گل(
) من باغچه ی نو مبارک . . .
به نام عشق(ای نارفیقان در تاریکی غم گمشده ام به دادم برسید که غم مرا از جنس خود کرد)
چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و
هزار بار تو خودت بشکنی٬
و اون وقت آروم زیر لب بگی:
گل(
) من باغچه ی نو مبارک . . .
غم زیباست اگر برای اشک باشد
اشک زیباست اگر برای عشق باشد
عشق زیباست اگر برای تو باشد
موقعی که نگات کردم ترسیدم باهات حرف بزنم.
موقعی که باهات حرف زدم ترسیدم نازت کنم.
موقعی که نازت کردم ترسیدم عاشقت بشم.
حالا که عاشقت شدم می ترسم از دستت بدم.
ولی . . . .
واسه اشک ریختنم سکوتت کافیه نیازی به قهـر نیسـت
برای مُردنم حرف رفتنت کافیه نیازی به انجامش نیست
مـیـبـیـنـید که واسه شکستن و ریختن اشک و کـشتـنـمون چه کارا که نمیکنـن
سـوختـم خاکـستـرم را بـاد برد
بـهتـریـن یـارم مـرا از یـاد برد
مرده ام در کوچه های بی کسی
سنگ قبرم را نمی سـازد کسی
در شکست شا خه های اعتماد محرم پر رمزترین رازها
با نگاهی سرد و خیس و دلشکن می شوم خیره در آغوش غروب
تا که شاید در هوای انتظار روزی یار من بیاید از جنوب
این منم حالا که رو به جاده ها خسته ام در انتظار دیدنت
می شمرم ثانیه هارو بی امان ![]()
![]()
![]()
هم زمان تا لحظه ی رسیدنت
زدم فریاد خدایـا این چه رسمی ست رفیقان را جدا کردن هنر نیست
رفـیـقــان قــلـب انسانـــنـــد خدایــا بدون قلب چگونه میتوان زیست؟
خدایــا به بزرگـیت قسمت مـیـدم که رفـیقـارو از هم جدا نکـن![]()
![]()
در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد
آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد
آرزوی مرگ کردم ولی مرگ هم یادم نکرد
اسمتو نمیذارم ماه که صبح بری
میذارم عمرم که اگه رفتی منم با خودت ببری
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دختر قصه ی ما کور بوده....
قرار بوده که چشای این دختررو عمل کنن...وقتی که عملش کردن،دید که دوست پسرش هم
کوره..خیلی ناراحت شد و به دوست پسرش گفت : برو دیگه دوستت ندارم.
پسرِ قبول کرد گفت :
حالا که میری مواظب چشام باش.....
به او که صدای پایش را می شنوم
به او که لحن کلامش را می شناسم
به او که عمق نگاهش را میفهمم
به او که گل همیشه بهار من است
به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است
بگویید دوستش دارم
پنهانیم را حس نکرد..در هجوم لحظه های بی کسی ماندنم را حس نکرد..آن که با آغاز من
مایوس بود لحظه ی پایانیم را حس نکرد
عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني سر به دار آويختن عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هر چه بيني عكس يار
عشق يعني ديده بردر دوختن عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني سوز ني،آه شبان عشق يعني معني رنگين كمان
عشق يعني شاعري دلسوخته عشق يعني آتشي افروخته
عشق يعني با گلي گفتن سخن عشق يعني خون لاله بر چمن
عشق يعني شعله برخرمن زدن عشق يعني رسم دل بر هم زدن
عشق يعني يك تيمم، يك نماز عشق يعني عالمي رازو نياز
عشق يعني با پرستو پر زدن عشق يعني آب بر آذر زدن
عشق يعني چون محمد پا به راه عشق يعني همچو يوسف قعر چاه
عشق يعني بيستون كندن به دست عشق يعني زاهد اما بت پرست
عشق يعني همچو من شيدا شدن عشق يعني قطره و دريا شدن
عشق يعني يك شقايق غرق خون عشق يعني درد و محنت در درون
عشق يعني يك تبلور، يك سرود عشق يعني يك سلام و يك درود
عشق یعنی با پرستو پر زدن عشق یعنی آب بر آذر زدن
عشق یعنی لایق مریم شدن عشق یعنی با خدا همدم شدن
عشق یعنی جام لبریز از شراب عشق یعنی تشنگی یعنی سراب
عشق یعنی یک بلای ماند گار عشق یعنی یک صفای سازگار
دارم ولی افسوس... او هرگز نگاهم را نمی خواند به برگ گل نوشتم که من او را دوست دارم
ولی افسوس...