| منوی اصلی |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من مهدی هستم از اهواز.آدم احساساتی هستم و معنی عشقو به طور کامل میفهمم.استقلالی هستمو از رنگ آبی و مشکی خوشم میاد.از مغرور بودن تنفر دارم.به مد لباس و موهام و تیپم اهمیت میدم(فشن).
سوختم خاکسترم را باد برد بهترین یارم مرا از یاد برد مرده ام در کوچه های بی کسی سنگ قبرم را نمیسازد کسی |
| نظرسنجی |
| پیوندها |
|
آنیا جون خاتون اولین دختر دی جی حنا خانم پرستو بچه باحالای اهواز الهام دختری با قلب سرخ عشق-خودشناسی-موفقیت گل لیوانی غزاله جان |
| آمار |
|
چقدر سخته !!!
چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی٬ و اون وقت آروم زیر لب بگی: گل( |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/06/15ساعت 17:46 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
|
بهانه زیباست اگر برای غم باشد
غم زیباست اگر برای اشک باشد اشک زیباست اگر برای عشق باشد عشق زیباست اگر برای تو باشد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/02/01ساعت 23:25 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
|
موقعی که میخواستمت ترسیدم نگات کنم.
موقعی که نگات کردم ترسیدم باهات حرف بزنم. موقعی که باهات حرف زدم ترسیدم نازت کنم. موقعی که نازت کردم ترسیدم عاشقت بشم. حالا که عاشقت شدم می ترسم از دستت بدم. ولی . . . . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/01/25ساعت 15:22 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
|
برای شکستن من یه اخم کافیه نـیـازی بـه فـریـاد نیست
واسه اشک ریختنم سکوتت کافیه نیازی به قهـر نیسـت برای مُردنم حرف رفتنت کافیه نیازی به انجامش نیست
مـیـبـیـنـید که واسه شکستن و ریختن اشک و کـشتـنـمون چه کارا که نمیکنـن |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/07/06ساعت 15:1 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
سـوختـم خاکـستـرم را بـاد برد بـهتـریـن یـارم مـرا از یـاد برد مرده ام در کوچه های بی کسی سنگ قبرم را نمی سـازد کسی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/06/25ساعت 18:33 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
|
در غروب سرد و غمگین دلت این منم دلگیرترین آوازها
در شکست شا خه های اعتماد محرم پر رمزترین رازها با نگاهی سرد و خیس و دلشکن می شوم خیره در آغوش غروب تا که شاید در هوای انتظار روزی یار من بیاید از جنوب این منم حالا که رو به جاده ها خسته ام در انتظار دیدنت می شمرم ثانیه هارو بی امان |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/04/05ساعت 19:54 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
|
به نام وجودی که وجودم ز وجودش شده موجود
ای کسانی که به عنوان دفن من هستید مرا در تابوت سیاهی قرار دهید تا همه بدانند سیاه بخم بودم. چشمانم را باز بگذارید که همه بدانند چشم انتظار و چشم به راه بودم. دستانم را باز بگذارید که همه بدانند چیزی همراه خود نبرده ام. گوشهایم را باز بگذارید که همه بدانند چقدر زخم زبان ها شنیدم. قلبم را بشکافید که همه بدانند پر از خون است و تکه یخی را به عنوان صلیبی سرخ بر روی سنگ قبرم بگذارید که با اولین طلوع خورشید به جای مادرم گریه کند و بر روی سنگ قبرم بنویسید : آزرده دلی خفته در این محفل خاموش او زاده ی غم بود که غم های جهان کرده فراموش |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/01/26ساعت 20:8 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
|
زدم فریاد خدایـا این چه رسمی ست رفیقان را جدا کردن هنر نیست رفـیـقــان قــلـب انسانـــنـــد خدایــا بدون قلب چگونه میتوان زیست؟
خدایــا به بزرگـیت قسمت مـیـدم که رفـیقـارو از هم جدا نکـن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/26ساعت 18:59 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/08ساعت 22:17 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/05ساعت 0:24 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/12/04ساعت 22:15 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
|
در جوانی قصه خوردم هیچ کس یادم نکرد
در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد آرزوی مرگ کردم ولی مرگ هم یادم نکرد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/11/20ساعت 20:24 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/11/09ساعت 20:33 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
|
روزی از روزهای خدا دختر ، پسری با هم دوست بودن...
دختر قصه ی ما کور بوده.... قرار بوده که چشای این دختررو عمل کنن...وقتی که عملش کردن،دید که دوست پسرش هم کوره..خیلی ناراحت شد و به دوست پسرش گفت : برو دیگه دوستت ندارم. پسرِ قبول کرد گفت : حالا که میری مواظب چشام باش..... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/05ساعت 20:29 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
|
به او بگویید دوستش دارم
به او که صدای پایش را می شنوم به او که لحن کلامش را می شناسم به او که عمق نگاهش را میفهمم به او که گل همیشه بهار من است به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است بگویید دوستش دارم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/05ساعت 20:19 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
|
هیچ کس ویرانیم را حس نکرد..وسعت تنهاییم را حس نکرد..در میان خنده های تلخ من گریه ی
پنهانیم را حس نکرد..در هجوم لحظه های بی کسی ماندنم را حس نکرد..آن که با آغاز من مایوس بود لحظه ی پایانیم را حس نکرد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/11/02ساعت 19:31 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
|
عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق یعنی با پرستو پر زدن عشق یعنی آب بر آذر زدن عشق یعنی لایق مریم شدن عشق یعنی با خدا همدم شدن عشق یعنی جام لبریز از شراب عشق یعنی تشنگی یعنی سراب عشق یعنی یک بلای ماند گار عشق یعنی یک صفای سازگار |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/10/23ساعت 12:30 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
|
یکی را دوست دارم ولی افسوس که او نمیداند... نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاهم که دوستش
دارم ولی افسوس... او هرگز نگاهم را نمی خواند به برگ گل نوشتم که من او را دوست دارم ولی افسوس... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/10/23ساعت 12:18 توسط حضرت عشق (مهدی) |
|
FreeCod Fall Hafez
FreeCod Fall Hafez